دیگه تمومه
و خدایی که در این نزدیکی ... مرا دوست دارد
نقشه شهر پشت و رو تا زد تا ته انقلاب اندازد همه جا را چراغ قرمز کرد تا خودش یک تنه بیاغازد تا بمانیم پشت خط کشی اش هرچه خواهد کند برافرازد جای سرویسهای آزادی غلطکی سمت برج میگازد بوی چاه نکنده غلطک شهر را مستراح میسازد نشود سبز این چراغانی شهر بی سرپناه میبازد رگ تاهای نقشه را بزنید لجن اینجا عجیب میتازد
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت
13:10 توسط مجتبی نیک سرشت| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



