تبليغاتX
دیگه تمومه

دیگه تمومه

و خدایی که در این نزدیکی ... مرا دوست دارد

برای ایران متاسفم

برای ایرانی بودنم متاسف تر

                                            کاش روز را شب نمی گفتند

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 13:42 توسط مجتبی نیک سرشت| |

خیلی زود شکست خوردیم.باد روز سوم همه رو گرفته بود.به کربلا قانع نبودیم ،می خواستیم قدس را آزاد کنیم.ولی فقط پوکه داشتیم،حتی نتوانستیم سیم خاردارها را ببریم و وارد میدان مین شویم.ولی باید قدس را آزاد میکردیم.تصمیم گرفتیم برگردیم و به جای یکبار هرسال قدس را آزاد کنیم.اگر می ماندیم همه مان باید جام زهر را می خوردیم.خداراشکر که شکست خوردیم.

-----------------------

آهای مرده ها با شما هستم لطف کنید از گور برخیزید و شما کاری کنید. به خدا خسته ایم از این همه دروغ این همه جهل و این همه ..............

اینجا همه پیش از شما مرده اند لطف کنید شاید شما حرف تازه ای بزنید. برخیزید و مارا که خوابیم بیدار کنید. از زنده ها که کاری برنمی آید شما برخیزید!!!

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 9:21 توسط مجتبی نیک سرشت| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ