دیگه تمومه
و خدایی که در این نزدیکی ... مرا دوست دارد
برخیز به خاطر خدا طوفان کن ما را به نگاه نافذت مهمان کن درهم شکن این فاصله ها را با عشق یک لحظه تحمل فراق آسان کن سخت است در انتظار باران بودن با تابش خود جهانمان حیران کن هرچند که ابرهای غم می تازند هر بغض نهفته را غزل باران کن یک بوسه بهار قسمت ما گردان این کهنه کویر را تو آبادان کن شیرین صفت از تیشه زدن دست بکش لیلا صفت این قافله سرگردان کن محتاج تحول است تقویم وصال سرمای وجود را تو تابستان کن گویند که بعد رنج گنجی باشد فردوس برین نصیب دلهامان کن برخیز به خاطر خدا لطفی کن جغرافی مجروح مرا درمان کن 12/1/88 ![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



